ما را حمایت کنید
 
چگونه برای ورود به شغل در دوران پس از فارغ التحصیلی برنامه ریزی کنیم؟
تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۰۵/۱۰
تعداد دیدگاه: یک دیدگاه

چگونه برای ورود به شغل در دوران پس از فارغ التحصیلی برنامه ریزی کنیم؟

Strategically-Build2

اگر از کسی که به تازگی فارغ التحصیل شده این سوال را بپرسیم که برای آینده چه هدفی در سر دارد، شاید نتواند پاسخ مطمئنی برای ما داشته باشد. به ویژه این که بسیاری از دانشجویان در حین تحصیل اعتماد به نفس پایینی برای ورود به کار پیدا می کنند و احساس می کنند که مهارت های لازم برای ورود به بازار کار را ندارند. البته این احساس طبیعی به نظر می رسد. چون بسیاری از افراد فکر می کنند که دیگران جای آنها را می گیرند و میزان بالای آمار فارغ التحصیلان را نیز سندی برای این ادعا قرار می دهند. یا حتی به آمارهای بیکاری اشاره می کنند و بسیاری از توجیه های مشابه. اما واقعا چگونه می توانیم برنامه ای برای ورود به مسیر شغلی خودمان داشته باشیم؟

اولین قدم شناخت خودمان است. دلیل اهمیت این موضوع به این نکته برمی گردد که با شناخت بیشتر از خودمان می توانیم توانایی هایمان را بهتر شناخته  و شانس جذب شدن را نیز افزایش دهیم. در واقع این مساله به برند شخصی ما نیز کمک می کند .در واقع وقتی شما خودتان نیز نمی دانید که چه ارزشی را می توانید برای کار فرما عرضه کنید، به طور یقین او هم از این موضوع با خبر نخواهد بود. دوم این که اگر واقعا خودتان را خوب بشناسید، انتخاب حرفه شغلی نیز برای شما راحتتر خواهد بود. تحقیقات نشان می دهد که معمولا بیش از ۳۵ درصد از فارغ التحصیلان، شغل خود را در سال اول تجربه کاری از دست می دهند. دلیل این امر هم خیلی واضح است، چون که شخصیت خود را به خوبی نمی شناخت و بدون اطلاع از آن وارد حرفه شغلی شده اند. نکته مهم تر برای کسانی است که شغل دائمی انتخاب می کنند و حداقل باید چهار سال به صورت پیمانی مشغول فعالیت باشند. به نظرتان با انتخاب اشتباه و قبل از آن شناخت ناکافی از خودتان، چهار سال وقت و زمان خود را از دست نمی دهید؟

«معمولا برای بسیاری از افراد علاقه پس از سپری شدن زمان ایجاد می شود، به ویژه اگر پیشرفتی در شغل انتخابی ببینند. انتخاب بر اساس علاقه و  متناسب با ویژگی های شخصیتی استراتژی موثری برای ورود به کار است که استرس کمتری هم برای متقاضی شغل خواهد داشت. در این بحث به بررسی سه پرسش اصلی پرداخته می شود که با ایجاد چالش و سوال در ذهن شما می توانند کمک کنند تا شناخت بیشتری از توانایی های خودتان پیدا کنید و بهتر بتوانید شغل مورد علاقه خود را تعیین نمایید.»

۱٫نوع شخصیت، ارزش ها، هنجارها و باورهایتان چیست؟

وقتی این سوال از شما پرسیده شود، پاسخ شما برای آن چه خواهد بود؟ آیا فکر می کنید که فردی ایده آل گرا و اجتماعی هستید یا این که درون گرا و پایبند به اهداف خودتان؟ آزمونی که می تواند به شما در پاسخ به این سوال کمک کند، تست شخصیت است و بر اساس خروجی آن می توانید پاسخ مناسبی به این سوالات  بدهید. یا استفاده از تست مربوط به پروفایل های شخصی که معمولا جنبه هایی مانند علاقه به کارهای روتین یا انعطاف پذیری، آرام در مقابل شخصیت تنش پذیر، منظم یا نا منظم، خجالتی یا دارای اعتماد به نفس و میزان تمایل به تجربیات جدیدرا در نظر می گیرند. فکر کردن به این موارد می تواند مسیر شغلی شما را بهتر تعیین کند و بدانید که مناسب چه شغل هایی هستید.

۲٫دانش و مهارت های شما در چه زمینه هایی است؟

اهمیت دانستن مهارت ها و دانش بسیار بدیهی و روشن به نظر می رسد. دانستن نقاط قوت باعث می شود که کارفرما نیز درک بهتری از ما داشته باشد و شاخصی برای توسعه و رشد فردی ما باشد. برای این که بتوانید درک بهتری از نقاط قوت و ضعف خود داشته باشید، می توانید از شاخص های هسته ای (Core Quadrang) دنیل اوفمن (Daniel Ofman) استفاده کنید. همچنین موفقیت های قبلی و پیشین خود را در نظر بگیرید. بسیاری از افراد در دیدن موفقیت های خود کم بینی قائل می شوند و آنها را نادیده می گیرند. بنابراین حداقل سه موفقیت قبلی خودتان را بنویسید. ممکن است این موفقیت ها شامل افتخاراتی که در دوران تحصیل کسب کرده اید، کار آموزی یا حتی قهرمانی های ورزشی باشد که کسب کرده اید. برای هر یک از موارد نیز با جزئیات مشخص کنید که چه ویژگی هایی در شما باعث رسیدن به آنها شده است. نوشتن این ویژگی ها  باعث می شود که به خلاصه ای از قابلیت و توانایی های خود برسید.

۳٫ هدف شما چیست؟ چه عواملی انگیزه شما را بیشتر می کند؟

این که شما به مهارتی تسلط داشته باشید، به معنای آن نیست که حتما به حرفه مورد نیاز آن وارد شوید. در واقع علاقه شما نیز بعد مهم دیگر آن است. باید مشخص کنید که به دنبال چه میسر شغلی و حرفه ای هستید. ممکن است وقتی می خواهید علاقه خودتان را مشخص کنید با سوالات انتزاعی روبرو شوید، در نتیجه بهتر است شرح شغلی از وظایف خودتان را بنویسید. برای این کار می توانید از شرح شغل های آماده ایده بگیرید. به عنوان مثال می توانید موارد زیر را در نظر بگیرید:

  • فرصت رشد: دست یابی به فرصت های بالاتر با توجه به رده سازمانی و سلسه مراتب ساختاری آن.
  • امنیت شغلی: شغل دائم، دیده شدن و تحسین عملکرد شما توسط کارفرما.
  • آزادی: داشتن قدرت شخصی بیشتر، آزادی و بر عهده گرفتن مسئولیت حاصل از نتایج به منظور رسیدن به موفقیت های بیشتر و کم بودن وظایف ثابت و تکراری.
  • تعادل: ایجاد تعادل میان کار و زندگی شخصی و افزایش توسعه فردی. در واقع پرداختن به شغل به عنوان یکی از بعدهای زندگی.
  • چالشی بودن: هیجان و چالشی بودن وظایف باعث می شود که شما تعهد بیشتری به کار نیز داشته باشید. تلاش برای این که بتوانید اقدامات و خلاقیت های خود را در کار بیشتر کنید و سخت برای رسیدن به موفقیت بکوشید.

در مرحله بعدی به دنبال فرصت های شغلی باشید که جزئیات آن را مشخص کرده اید. به این فکر کنید که آیا کار کردن در شرکت کوچک را ترجیح می دهید یا شرکت بزرگ ؟. آیا ساختار سازمانی برای شما اهمیت دارد و موارد دیگر. همچنین فرهنگ سازمانی، همکاران و هر آنچه که فکر می کنید برایتان مهم است را در نظر بگیرید. لیستی از ترجیح های خودتان را تهیه کنید. توجه داشته باشید که در دانشگاه به شما پیدا کردن فرصت های شغلی آموزش داده نمی شود. بنابراین باید به سراغ کانال فرصت های شغلی بروید و با توجه به شرایط خودتان، مسیر آینده را مشخص کنید. نباید دلسرد شوید و فکر کنید که دیده نمی شوید، اگر حرفی برای گفتن داشته باشید و به اصطلاح نیازهای کارفرما را تا حدودی پاسخ بدهید، در لیست انتخابی او برای تماس مصاحبه خواهید بود. در نهایت به یاد داشته باشید که استفاده از رویکرد استراتژیک پایانی برای ورود میسر شغلی نیست و تنها نقطه آغازی برای تحقق رویاهای شماست.

منبع: تلنت یاب

دیدگاه کاربران

دیدگاه ها

  • […] لینک منبع […]