ما را حمایت کنید
 
انتخاب شغل: کلید انتخاب شغل مناسب- قسمت سوم
تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۰۴/۲۸
تعداد دیدگاه: ۳ دیدگاه

انتخاب شغل: کلید انتخاب شغل مناسب- قسمت سوم

Career-choice03

درباره نویسنده: هایدی گرانت هالورسون (Heidi Grant Halvorson) یکی از مسئولان ارشد مرکز مطالعات انگیزش دانشگاه کلمبیا است. او با توری هیگینز (Tory Higgins) کتابی را با عنوان «برای موفقیت و اثرگذاری از جنبه های مختلف دنیا را ببینید» نوشته است و مقالات متعددی را در  مقالات مروری  هاروارد با موضوعات مربوط به حرفه شغلی و انگیزش در کارنامه خود دارد.

 انتخاب یا تغییر مسیر شغل برای بسیاری از ما ممکن است تجربه ای با حس نگرانی و تردید را در بر داشته باشد. شاید افراد زیادی به شما تذکر بدهند که  صرفا علاقه خود را دنبال کنید و یا آنچه را که دوست دارید، انجام دهید، اما کلوین نیوپورت (Calvine Newport) در کتاب خود با عنوان «چه خوب که شما را نمی توانند نادیده بگیرند: چرا مهارت ها در جست و جوی کاری که دوست دارید، برتر از علاقه شما هستند» (So Good They Can’t Ignore You: Why Skills Trump Passion in the Quest for Work You Love ) اذعان دارد که این توصیه خوبی برای افراد نیست.

زمانی که از دانشگاه فارغ التحصیل شدم، زمینه های مورد علاقه ام زیاد بود. اما گفتن واژه هایی مانند علاقه و عشق شاید تکراری به نظر می رسند. همه ما دوست داریم شغلی را انتخاب کنیم که از آن راضی باشیم، اما چطور می توانیم از آن شناخت بدست آوریم؟ پژوهش ها نشان می دهد که افراد در پیش بینی این که در آینده چه احساسی نسبت به انجام کار فعلی پیدا خواهند کرد، مهارت خوبی ندارند. پیدا کردن افرادی که فکر می کنند شغل مورد علاقه خود را انتخاب کرده اند کار دشواری نیست و معمولا کم تر پیش می آید که در ابتدا افراد بگویند که از شغل خود متنفر هستند. اما در واقعیت، اگر تصور کنید که حرفه هایی مانند کارشناس سرمایه گذاری، زمینه هنری و یا سمت استاد دانشگاهی را دارید، چگونه می توانید حس رضایت داشته باشید در حالی که هیچ یک از این شغل ها را قبلا تجربه نکرده اید؟ آیا در طول تاریخ می توان فردی را پیدا کرد که شغل و حرفه ای را انتخاب کند، به طوری که با تصورات قبلی او یکسان باشد؟

اگر به شغل خود علاقه نداشته و از آن راضی نباشید، چه اتفاقی می افتد؟ معمولا شغلی را انتخاب می کنید که با مهارت ها و ارزش هایتان همخوانی داشته باشد. وقتی احساس کنید که همان شغلی را انتخاب کرده اید که از پیش انتظارش را داشتید، شروع خوبی محسوب می شود. اما کمتر اتفاق می افتد که شما شغلی را انتخاب کنید که تناسب انگیزشی خوبی را با ویژگی های شما داشته باشد. همان طور که در کتابی که با همکاری توری هیگینز (Tory Higgins) با عنوان (Use different ways of seeing the world for success and Influence) «برای موفقیت و اثرگذاری از جنبه های مختلف دنیا را ببینید» و مقاله منتشر شده خود در مقاله مروری هاروارد با عنوان «آیا برای برد بازی می کنید یا  برای شکست نخوردن؟» توضیح داده ام، دو روش برای داشتن انگیزه به منظور رسیدن به اهداف وجود دارد. برخی از ما فقط به این جنبه گرایش داریم که اهداف خود را به عنوان زمینه های پیشرفت و پاداش ببینیم (مانند هدف های شغلی و زندگی). ما به این فکر می کنیم که  اگر در دست یابی به آنها موفق شویم، می توانند دستاورد ها و موفقیت های زیادی را برای ما داشته باشند. اگر شما فردی را مشاهده کنید که اهداف خود را بر اساس این روش در نظر می گیرد، می توانیم بگوییم که او با رویکرد (Promotion focus) ارتقا- محور به شغل خود نگاه می کند.

برخی از ما نیز به اهداف نگاه امنیتی داریم- یعنی نمی خواهیم همه آن چه را که  تلاش کرده ایم، از دست دهیم. اگر دیدگاه شما به صورت پیش گیری- محور ( Preventionfocused) باشد، سعی می کنید که تا جایی که امکان دارد از ریسک پذیری اجتناب کرده و مسئولیت های خود را انجام دهید و فردی باشید که دیگران بتوانند بر روی شما حساب کنند. بیش تر تمایل دارید که کارها در مسیر درست و با سرعت مناسبی انجام شوند. افراد بر اساس هر دو رویکرد برانگیخته می شوند. اما معمولا انگیزش ما بر اساس دامنه ای از کار، علاقه و سرپرستی است. آنچه که برای درک این دو رویکرد (رویکرد ارتقا و پیش گیری) ضروری به نظر می رسد، این است که افراد انگیزه های متفاوت و نقاط قوت و ضعف متمایزی دارند.

افرادی که رویکرد ارتقا-محور دارند در :

  • خلاقیت و نوآوری
  • به دست آوردن فرصت ها برای پیشرفت
  • ریسک پذیری
  • بیان نظرهای و راه حل های متعدد
  • تفکر انتزاعی مهارت زیادی دارند.

(متاسفانه این افراد خطای بیشتری دارند، بسیار خوش بین هستند و ریسک هایی را می پذیرند که ممکن است آنها را با مشکلات مواجه کند.)

در مقابل افرادی که از دیدگاه پیش گیری- محور برخوردارند:

  • دقیق بودن و جزیی نگری
  • استدلال و تفکر تحلیلی
  • برنامه ریزی
  • دقت داشتن (بدون خطا کار می کنند)
  • قابل اتکا
  • پیش بینی مسائل و مشکلات از تبحر و مهارت کافی برخوردار هستند.

(متاسفانه این افراد نیز در ریسک و تغییر پذیری مقاومت نشان می دهند و با سرعتی آرام کار می کنند- زیرا دقت زمان بر است.)

زمانی که شما دامنه تمرکز خودتان را بدانید، می توانید انگیزه خود را نسبت به نوع شغل های مختلفی که با ویژگی های شما تناسب دارد، بشناسید. بیش از یک دهه تحقیقات نشان می دهد که وقتی افراد بین انگیزه و نوع حرفه خود تناسب را لمس کنند،  نه تنها به طور اثر بخش آن را انجام می دهند، بلکه دل بستگی و علاقه بیشتری نیز به شغل خود پیدا می کنند.

اگر شما ارتقا- محور هستید، به دنبال شغل هایی باشید که در آن فرصت پیشرفت و توسعه باشد. صنایعی که با سرعت بیشتری رشد می کنند را در نظر بگیرید که محصولات و خدمات با شتاب زیادی تغییر می کنند و قابلیت شناسایی فرصت ها نیز ضروری باشد، مانند فناوری یا شبکه های مجازی. اگربخواهیم مثالی ورزشی برای این موضوع بیان کنیم؛ به دنبال شغلی باشید که به صورت فیزیکی بازی کنید که در آن سرعت و تفکر بیرون از بازی نیز اهمیت زیادی دارد.  اما اگر نگرش پیش گیری- محور به شغل دارید، حرفه هایی را جست و جو کنید که حس امنیت و ثبات را در شما ایجاد کنند. با دارا بودن ویژگی های مربوط به این رویکرد، شما در اجرای کارها، مدیریت پیچیدگی ها از مهارت خوبی برخوردارید و همیشه نیز برنامه دوم (Plan B)  و شاید سوم و… را در مواقع مورد نیاز تدارک دیده اید. شغل هایی را در نظر بگیرید که توجه به جزئیات و دقیق بودن اهمیت زیادی داشته باشند. برای نمونه، می توانید شغل هایی مانند وکیل و یا کارشناس تحلیل داده و اطلاعات را تجربه کنید.

در مثال قبلی، شما در دفاع بهتر بازی می کنید و می توانید تهدید ها را برطرف کرده و شرکت و یا مشتریان را از آسیب دیدن محافظت کنید. اما اگر  بپرسید در مورد «کارآفرینان چطور؟، آیا به فکر کسب و کار خودم باشم که در آن رویکرد انگیزه محور وجود داشته باشد. پاسخ این است که برای موفقیت در کسب و کار و کارآفرینی واقعیت این است که شما باید هر دو رویکرد ارتقا محور و پیش گیری محور را داشته باشید. ممکن است شخصی که صرفا با ارتقا- محوری ایده کارآفرینی خود را پیش ببرد، اما نتواند آن را برای مدت زمان بیشتری محافظت کند.  زیرا برای موانع و مشکلات احتمالی در این راه آماده نیست. و کارآفرین با دید پیش گیری- محور ممکن است نتواند ایده خود را به ثمر برساند و با نگرانی در مورد موانع، پیش روی داشته باشد و کسب و کار خود را شروع کند.

این یکی از دلایلی است که مشارکت خود را بسیار ارزشمند می سازد. برخی اوقات باید مانند استیو جابز (Steve Jobs) محصول بالقوه و با پتانسیل بالا را در نظر بگیرید و برخی مواقع نیز نیاز دارید مانند استیو وزنیاک (Steve Wozniak) محصولی تولید کنید که کارکرد داشته باشد. پس اگر می خواهید کسب و کاری را شروع کنید، سعی کنید تعادل مناسبی از دو رویکرد ارتقا- محور و پیش گیری محور داشته باشید.

منبع: تلنت یاب

دیدگاه کاربران

دیدگاه ها

  • […] مطالعه قسمت سوم مقاله انتخاب شغل با موضوع «کلید انتخاب شغل» را دنبال […]




  • […] نداشته و از آن راضی نباشید، چه اتفاقی می افتد؟ معمولا شغلی را انتخاب می کنید که با مهارت ها و ارزش هایتان همخوانی […]




  • […] نداشته و از آن راضی نباشید، چه اتفاقی می افتد؟ معمولا شغلی را انتخاب می کنید که با مهارت ها و ارزش هایتان همخوانی […]