ما را حمایت کنید
 
انتخاب شغل: برنامه ریزی شغلی-قسمت اول
تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۰۴/۲۸
تعداد دیدگاه: بدون دیدگاه

انتخاب شغل: برنامه ریزی شغلی-قسمت اول

Career-choice-01

درباره نویسنده: روبرت سی. پوزن (Robert C. Pozen)  یکی از مدیران مالی شناخته شده در دنیا  محسوب می شود که در دانشکده کسب و کار هاروارد و MIT  نیز به تدریس مشغول است. وی با داشتن ۶۹ سال و پیش زمینه رشته حقوق از اعضای اصلی موسسه کارگزاری در آمریکا است. آقای پوزن به عنوان عضو ارشد هیئت مدیره در شرکت سرمایه گذاری MFS از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۱ فعالیت داشته، به طوری که دارایی این شرکت در طی مدت فعالیت او به بیش از دو برابر رسید. از سال ۱۹۸۷ تا سال ۲۰۰۱ نیز در شرکت سرمایه گذاری فیدلیتی (Fidelity)  مسئولیت های متعددی مانند مدیریت این شرکت بزرگ را بر عهده گرفته است. در مقاله منتشر شده او با موضوع برنامه ریزی شغلی (Career Planning) به بیان تجربه های شغلی خود پرداخته است.

بسیاری از دانشجویانم از من می پرسند که برای رسیدن به مدیریت شرکت سرمایه گذاری فیدلیتی (Fidelity) چگونه برنامه ریزی کرده ام. من همیشه به آنها این گونه جواب می دهم، «برنامه بزرگی وجود نداشت، فقط یک قدم به مسیر شغلی خود برگشتم».زمانی که از دانشکده حقوق فارغ التحصیل شدم، هیچ ایده ای نسبت به این که در نهایت می خواهم مدیر یکی از شرکت های بزرگ مالی شوم، نداشتم. در طول این مدت سمت استاد دانشگاهی در رشته حقوق، مسئول ارشد کمیسیون بورس و اوراق بهادار (SEC)  و یکی از شرکای موسسه حقوقی را برعهده داشته ام.

اما در طول مسیر شغلی خود، در مورد خودم نکته گرانبهایی را یاد گرفته ام. فهمیدم که بیشتر به معامله و مدیریت افراد علاقه دارم تا این که مقاله بنویسم و یا اساسنامه های حقوقی را تنظیم کنم. در نتیجه زمانی که شرکت فیدلیتی در سال۱۹۸۷ که در دوره جوانی خود بود، به من پیشنهاد فرصت شغلی داد، آن را پذیرفتم. در دهه بعدی فعالیت خود نردبان مسیر شغلی را پیمودم و در سال ۱۹۹۷ بنا به دلایل پیچیده ای که وجود داشت، به عنوان ریاست این شرکت انتخاب شدم.اما پیشینه من در مورد برنامه ریزی شغلی چه چیزی را نشان می دهد؟ این که شما نمی توانید مسیر طی شده شغل را کنترل کنید. زیرا در تعیین شغل و حرفه، عوامل زیادی وجود دارد که خارج از کنترل شما هستند-  به عنوان مثال روند جهانی اقتصاد، انتخابات سیاسی و تغییرات فناوری نمونه های کمی از این عوامل هستند. بنابراین خیلی خوشبین و امیدوار نباشید که می توانید مسیر حرفه ای را صرفا خودتان تعیین کنید.

البته این بدان معنی نیست که هیچ کاری از شما ساخته نیست، می توانید احتمال موفقیت خودتان را با نزدیک تر ساختن ذهنیت مناسب به شغل خود افزایش دهید- به این معنی که فرآیند مستمر برنامه ریزی شغلی را به طور فعالانه مدیریت کنید. در هر مرحله از مسیر شغلی نیز باید از خودتان این سوال را بپرسید: «با انجام چه کارهایی می توانم فرصت های شغلی خود را در آینده بیشتر کنم؟».

دانشی را کسب کنید که بتوانید به دیگران نیز انتقال دهید.

این فرایند از انتخاب های شما در دوران تحصیل شروع می شود. در دوران آموزش، باید مهارت های لازم و تخصص های مورد نیاز برای موفقیت در شغل آینده خود را کسب کنید. به این معنی که باید در مورد دوره های آموزشی، انتخاب های هوشمندانه ای داشته باشید. من به شخصه به مهارت های نوشتن، تحلیل های دشوار و پیچیده و مهارت های محاسباتی علاقه دارم.

وقتی که دوره آموزشی رسمی خودتان را به پایان رساندید، به دنبال شغل هایی باشید که بتوانید دانش قابل انتقال خودتان را بیشتر گسترش دهید تا به پیدا کردن شغل بعدی تان کمک کند. به عنوان مثال اگر شغل شما اجاره دادن هواپیمای مسافرتی و شخصی است. با گذشت چند سال مهارت زیادی را در این زمینه کسب می کنید. اما این تخصص محدود ممکن است در شغل های دیگر کارایی نداشته باشد. در عوض، اگر شما مهارت برنامه نویسی نرم افزار داشته باشید، با گزینه های شغلی بیشتری مواجه می شوید.

کسب تجربه بیشتر و فراتر از شغل، یکی دیگر از روش های دانش قابل انتقال است. من دو سال در آفریقا زندگی کرده ام و زمان قابل توجه ای را در انگلیس، ژاپن و چین گذرانده ام. با تجربه هایی که در این راه کسب کرده ام، یادگرفته ام که چگونه با محیط های مختلف اقتصادی، فرهنگی و سیاسی روبرو شوم، این تجربه به من کمک کرده است تا شروع کسب و کار را در مناطق مختلف دنیا بهتر ارزیابی کنم.

شبیه به این مساله، شما نیز می توانید توجه بیشتر کارفرمایان را با داشتن پیش زمینه در سازمان های مختلف به خود جلب کنید. برای مثال، شرکت های تجاری نسبت به جذب شما در صورتی که تمام سال های کاری خود را در شرکت های دولتی صرف کرده باشید، دغدغه خواهند داشت. در سطح بالای مدیریت نیز ممکن است شرکت های که به صورت دولتی اداره می شوند، نسبت به جذب مدیر ارشدی که صرفا تجربه شرکت های خصوصی را دارد، هراس داشته باشند. زیرا به زعم آنها ممکن است این مدیر نتواند خود را با فشارهای ناشی از ذی نفعان عمومی و قوانین اوراق بهادار و بورس دولتی تطبیق دهد.

شبکه خود را بیشتر کنید.

در حین این که دانش قابل انتقال خود را افزایش می دهید، به یاد داشته باشید که این جنبه مانند یک قطعه از پازل است. قدم بعدی این است که بتوانید شبکه های ارتباطی خود را با افراد هم سطح بیشتر کنید. اگر به صورت یک شعار این نکته را بگوییم: «سازمان ها افراد را جذب نمی کنند، بلکه این افراد هستند که افراد دیگر را استخدام می کنند.» زیرا هر چه با افراد بیشتری آشنا باشید، احتمال این که این افراد در فرصت های شغلی احتمالی به شما فکر کنند بیشتر خواهد بود، حتی اگر این فرصت ها به صورت عمومی اطلاع رسانی نشود.

البته شما می توانید تا یک سطح مشخص بدون این که شغل خود را تغییر دهید، شبکه خود را ایجاد کنید. می توانید در کنفرانس ها و یا در کمیته انجمن های مربوط به کسب و کار شرکت کنید. اما این شبکه سازی مبتنی بر رویدادها با شبکه هایی که می توانید از طریق همکاران، گفت و گو و مسافرت های کاری ایجاد کنید، تفاوت دارد.

زمانی که به مرحله بعدی مسیر شغلی خود فکر می کنید، مزیت های مربوط به شبکه سازی را که می توانید کسب کنید، در نظر بگیرید. اگر روحیه بلند پروازی دارید، می توانید شبکه خود را با رفتن به شرکت جدید گسترش دهید. البته بدیهی است که این لحظه مهمی از تصمیم گیری خواهد بود. زیرا می توانید شبکه خود را با پذیرش شغل در واحد دیگری در همان سازمان افزایش دهید یا سرپرستی پروژه ای را بر عهده بگیرید که افراد بخش های مختلف نیز در آن حضور داشته باشند.

در دنیای اقتصاد در حال تغییر و سخت امروز، اهمیت ارزیابی هوشمندانه مسیر شغلی بیش از قبل برجسته شده است. برای این که نسبت به تحولات و غافلگیری ها آماده باشید، سعی کنید به نحوی شغل خود را انتخاب کنید تا حق انتخاب بیشتری در آینده داشته باشید. در دوران تحصیل یا حرفه، دانش و تخصص قابل انتقال خود را افزایش دهید و با افراد هم سطح و هم ردیف خود سطح روابط را بیشتر و نزدیک تر کنید.

درادامه، مطالعه قسمت دوم مقاله انتخاب شغل با موضوع «استفاده از قوه تصور» را دنبال نمایید.

دیدگاه کاربران